تبلیغات |
داستانک(بیا تا با هم بخندیم)
| ||
|
|
سلام سلام به همه
باحالا! چطورین خوبین خوشین!{بچه
هاتون خوبه البته شما که بچه ندارین انگار من دارم}!
سلامی دوباره و بدبختی هایی دوباره بازم می گم{قول بده نخندی:دی}
چند روز بعد یکی از
بچه ها رفت امارمونو گزاشت کف دست ناظم!!!!!!!!!پسره ی اشغال خواستم جرش بدم!!!!!!!!!!!!!!!
شانس اورد که دستم
بش نرسید وگر نه........!
خوب دیگه ناظم فهمیدو
منو سامو فرستاد گلزار شهدا!!!!!
زنگ زد بابام اومد
مدرسه{ناظم کثافت}پول طایر ماشینشو که پنچرش کرده بودیمو گرفت{ناظم کثافت گدا}!!!!!!!!!
خوب اینم پایان خوش
{ناظم کثافت} پولشو گرفت،کتکشو زد،طایر ماشینش درس شد،فقط منو سام بدبخت شدیم رفت!!!!!!!!
راستی یه سوال شمام با ناظماتون مشکل دارین؟
ایشالله برطرف شه! دنبالک ها: شکلکستان، سلام به همه می خوام چنتا چیز از بدبختیام تو مدرسه بگم{قول بده نخندی}![]() پارسال ی معلم زبان سگ اخلاق داشتیم وقتی میدیدیمش مثله سگ می لرزیدیم ![]() از شانس بسیار بسیار خوبم اقا شده ناظم{کثافت} همون روز اول به دلیل این که دیر رفتم تو کلاس یه چک ابدار خوردم{کثافت} تا رسید به چند روز پیش سر زنگ نماز نشسته بودم دیدم دارم با مو هام بلند می شم گفتم ای ای ای ای گفت خفه شو {ناظم کثافت}گفتم چرا میزنی گفت چون موهات بلنده خلاصه رفتم موهامو کوتاه کردم{ناظم کثافت}![]() تا 4 شنبه منو دوستام رفتیم تایر ماشینشو پنچر کردیم خوبش شد تا ساعت5 عصر گیر ماشینش بود{ناظم کثافت} تازه طرف 150 کیلوهه و حزب اللهی کثافت ریشاشو ندیدی اندازه ی 5 تا اخوند ریش داره راستی اون روز به میز تکیه داده بود میز افتاد اونم افتاد تا 3 روز فقط خندیدیم![]() بقیه ی داستانو بعد بتون می گم...
داخل فرودگاه بغل دستیم بم گفت کجا می خوای بری؟گفتم دبی بعدش بش گفتم شما کجا میری؟اونم گفت دبی. گفتم پس خوبه تو هواپیما حرف می زنیم رفتیم تو هواپیما شروع کردیم به حرف زدن اینقدر این یارو وراجی کرد که حالم بهم خورد همش هم از خودش تعریف می کرد پر رو بالاخره رسیدیم خدارو شکر از شانس بد افتادیم تو یه هتل {ای وای}مامانو بابام خواب بودن اومد در اتاق گفت بریم بیرون بگردیم من خرم گفتم باش رفتیم صحرا {میدونید دبی صحرا های با حالی داره}بم گفت بریم سوار این ماشینا شیم من گفتم نمی خوام می ترسم چپ کنه خودت برو گفت باشه من که ترسی ندارم میرم بنده خدا 5 روز تو بیمارستان بود..............!ماشین چپ کرد عاقبت کسی که سوار ماشین عربا شه همینه............!![]() ![]() |
|
آقایون فامیل ، به خاطر من سه متر ریش نزارید !
خانوم های فامیل ، خواهشا بالای سر قبرم جیغ و داد نکنید ، باور کنید من از همهمه و شلوغی بدم میومد ! مردم ،...... گناه که نکردم !
مراسم ختم من رو تو هیج مسجدی نگیرید ، راستی آخوند هم نیارید واسه فامیل ، دینی کلاس پنجم رو یادآوری کنه !!!
یه دوست دخترم نداریم که بگیم : خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید ؟!
توی درایو E عکس دارم ، خوراک اعلامیه ، عکس پرسنلی نزاریداا ، اونا جلب ترحم نمی کنه !
بعد از مرگم هنوز میت رو زمین مونده هارد کامپیوترم رو بزارید تو ماکروفر !
یه کاری کنید درایو D بیشتر بترکه ! من اندک آبرویی داشتم در این خانواده
!!!

یه وقت ساندیس ماندیس دست فامیل ندیداااا ... ساندیس خیلی بده !!!

روی خرما ها پودر نارگیل نریزید ، هم شکلش خز میشه ، هم بد مزه میشه ! همون
گردو بزارید لاش خیلی حال میده ! ( پ ن : هنگام تزئین حلوا دست خود را با
آب و صابون بشویید ! )

پنج شنبه ها سر خاکم نیاید چه کاریه ؟ ترافــــیک !

فیس بوکم رو بلاک نکنید ، گهگداری باهاش پست بدید بیاد بالا جیگر رفیقام کباب شه !

به اقوام بگویید از اون تکست های مرگ برام بگن : مثلا هنگام دیدن قبرم بگن : خونه ی نو مبارک !

شایعه کنید قبل مرگش بهش الهام شده بود میمره ! از اون دیالوگ هاست که مو به تن سیخ می کنه هااا !!

هنگام خاک کردنم یک بیل کوچک کنارم بگذارید ، شاید دلم برایتان تنگ شد !! :(

و در آخر :
بنویـسید بعد مرگـم روی سـنـگ ... با خطـوط نـرم و زیــبا و قشــنگ
او خفته است در این گور سرد ... مرگش را دیده بود در یک پاییز زرد